شهید مهدی صابری

شهید مهدی صابری در ۱۴ فروردین سال ۱۳۶۸ به عنوان اولین فرزند خانواده و در مشهد مقدس به دنیا آمد، پدرش روحانی بود و به همین جهت پس از مدتی خانواده صابری به قم مهاجرت کردند و دوران کودکی و جوانی شهید صابری در جوار حرم مطهر حضرت معصومه سپری شد.

مهدی صابری تازه خواندن و نوشتن را آموخته بود که در هیات ام ابیها (س) برای مادرش زهرا (س) مداحی می کرد و از روضه پهلو شکسته عشق می گرفت و بزرگ می شد، بچه های مسجد،دبستان و همسایه ها هنوز صدای خوش قرآن او را در یاد دارند.

شهید میرزا مهدی صابری دنیای خود را خوب دید و شناخت و در چنین دنیایی نوکری اباعبدالله را برگزید. نوجوانی مهدی با طبیعت،کوه،دشت،دوچرخه،کوهستان و گذراندن دوره های آموزشی امداد و نجات و هلال احمر و در مسجدسپری شد …

مصطفی صدرزاده و مهدی صابری

شهید مصطفی صدرزاده و شهید مهدی صابری

 

مهدی صابری غیرت خانواده بود و بی حرمتی به ناموس دین را هرگز تاب نیاورد و به همین دلیل با آغاز درگیری ها در سوریه قصد رفتن کرد تا این که اولین بار در شهریور سال ۹۳ برای دفاع از حرم بی بی زینب کبری (س) عازم شد و با نام جهادی غلامحسین در میان رزمندگان شجاع لشگر فاطمیون جای گرفت. اولین ماموریت شهید صابری در سوریه به مدت سه ماه و نیم طول کشید و سپسپس از این مدت به دیدار خانواده در قم بازگشت.

شهید صابری در اولین مرخصی اش همراه مادر راهی حرم امام هشتم در مشهد مقدس شد و اذن شهادت را از آقا علی بن موسی الرضا (ع) گرفت، و بعد از یک ماه کارهای عقب افتاده شخصی اش را به سامان رساند و مجددا بازگشت اما این بار سفرش متفاوت بود و دیگر برگشت زمینی نداشت.

به نقل از مادر شهید : مهدی در همان ورودی حرم امام هشتم از من خواست که برای شهادتش دعا کنم و در جواب این که گفتم اگر تو شهید شوی من تنها می مانم و کسی را ندارم گفت نگران نباش همان کسی که ما برایش شهید می شویم هوای خانواده شهدا را دارد.

شهید مهدی صابری و شهید مصطفی صدر زاده

شهید مهدی صابری در کنار سید ابراهیم از رزمندگان ایرانی فاطمیون

شهید مهدی صابری به علت لیاقت و رشادت هایی که از خود در میدان جنگ نشان داده بود به عنوان فرمانده گردان علی اکبر لشگر فاطمیون انتخاب شده بود و همیشه در عملیات ها به عنوان فرمانده گردان خط شکن شرکت می کرد، مهدی صابری در میدان جنگ نه تنها رزمنده شجاه و فرمانده ای لایق بود بلکه به علت آشنایی که با امور پزشکی داشت به عنوان پرستار و نیروی امدادی هم در کنار رزمندگان قرار میگرفت و سرانجام پس از شش ماه حضور دلیرانه در خط مقدم، در تاریخ ۱۴ اسفند ۱۳۹۳ و در جریان تسخیر و ایمن سازی ” تل قرین ” که درگیری شدیدی بود در اثر اصابت مستقیم سه گلوله به سر، سینه و پهلو به دوستان شهیدش ملحق شد.

سید مسعود

الّهُمَّ اجعل مَحیایَ، مَحیا محمدّ و آلِ محمد و مَماتی، مَماتَ محمّد وَ آلِ محمد

شما ممکن است این را هم بپسندید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

حاصل جمع را وارد کنید *