شهید علی هاشمی

علی هاشمی در سال ۱۳۴۰ و در شهر اهواز به دنیا آمد، دوران کودکی علی در محله عامری اهواز و در حال و هوای مسجد سپری شد، خانواده هاشمی در سنین نوجوانی علی به محله حصیر آباد نقل مکان کردند و علی هاشمی در مسجد آن محل هم مکبر نماز جماعت بود و در فعالیت های فرهنگی و قرآنی شرکت میکرد و در کنار کار فرهنگی عضو تیم فوتبال شهباز بود و یکی از اعضای قوی تیم فوتبال محله.

آغاز سنین جوانی علی مصادف شد با اوج گرفتن انقلاب اسلامی و علی هاشمی هم که در فعالیت های فرهنگی پیرو مکتب امام خمینی بود چندین بار توسط ساواک دستگیر و بازجویی شد، او کارهای تبلیغاتی انجام میداد و با پخش کردن اعلامیه های امام جوانان محل را با سیره خمینی و راه انقلاب آشنا میکرد.

پس از پیروزی انقلاب علی همچنان در فعالیتهای سیاسی نقش داشت آشوب های شهرها مناطق مرزی انقلابی حمیدیه را با کمک بچه های حصیرآباد سامان داد و سپاه حمیدیه توانست پیش از شروع جنگ در برقراری امنیت نقش ارزنده ای داشته باشد و در مبارزه با اشرار و ضد انقلاب و قاچاقچیان اسلحه و مهمات موفق باشد.

علی هاشمی در کنار مبارزات گسترده انقلابی در عرصه علم آموزی نیز هم چنان موفق بود و توانست در رشته دندانپزشکی در دانشگاه مشهد پذیرفته شود و حتی بورسیه دانشگاه های آمریکا را کسب نماید اما با توجه به آغاز جنگ تحصیلی ترجیه داد به جای قلم، اسلحه در دست بگیرد و در جبهه های نبرد ادای تکلیف کند.

با شروع جنگ تحمیلی علی هاشمی یکی از فرماندهانی شد که مسئول یکی از سخت ترین محورها و جبهه ها بود، رزمندگان اسلام با فرماندهی علی هاشمی در محور کرخه از پیشروی دشمن جلوگیری کردند و هنگامی که عراق به حمیدیه رسید از سقوط آن که دروازه ورود به اهواز بود جلوگیری کردند، اگر این رشادت ها از علی هاشمی و یارانش نبود، موضوع جنگ به صورت دیگری رقم می خورد و فجایعی به مراتب بالاتر از سقوط خرمشهر حادث می شد.

با شکل گیری یگان های رزمی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، علی هاشمی مامور به تشکیل تیپ ۳۷ نور می شود و موفق می شود با این تیپ و در جریان عملیات بیت المقدس خط دشمن بعضی را بشکند و بعدها در جریان آزاد سازی خرمشهر و شناسایی مواضع دشمن نقشی بسیار موثر داشته باشد.

بعد از ۲ عملیات بزرگ بچه های قرارگاه نصرت شیوه جدیدی برای مقابله با دشمن آغاز کردند و به کمک شناخت خوبی که علی هاشمی از منطقه داشت، سراسر هور را برای بعثی ها نا امن کردند و به همین دلیل است که شهید علی هاشمی را به درستی ” سردار هور ” می نامند.

علی هاشمی با درایت و شجاعتی که داشت در سال ۱۳۶۵ به فرماندهی سپاه ششم امام جعفر صادق (ع) نیروی زمینی سپاه منصوب شد  و فرماندهی چند تیپ و لشکر از سپاه خوزستان و لرستان از چزابه تا کوشک به وی سپرده شد. از علی هاشمی به عنوان مغز متفکر عملیات خیبر یاد شده است، طی یازده ماه کار شناسایی در هور توسط هاشمی طرح عملیات خیبر ریخته شد و رزمندگان ایرانی توانستند عراقی ها را از جزیره نفت خیز مجنون بیرون کنند و تا سال ها کنترل این جزیره را در دست گیرند.

در نهایت پایان رشادت های علی هاشمی در دفاع از جزیره مجنون بود، شب قبل از تک سراسری عراق به جزیره، سردار علی هاشمی در جمع رزمندگان گفته بود که ” نمیگذارم پای عراقی ها به جزیره باز شود و اگر قرار باشد جزیره سقوط کند من برنمیگردم “، فردای آن شب یعنی در روز چارم تیر ماه سال ۱۳۶۷ دشمن سطح وسیعی از منطقه را شیمیایی زد و بعد به جزایر حمله نمود، رزمندگان با شجاعت بسیار مقاومت میکردند اما حفظ جزایر ممکن نبود به همین جهت تصمیم به عقب نشینی گرفته شد اما علی هاشمی با تعدادی از بچه های قرارگاه نصرت ماندند و هر چقدر فرماندهان به ایشان اصرار می کردند که برگردند عقب یا حداقل قرارگاه را یک خط عقب تر بکشند، ایشان قبول نمی کردند و می گفتند: ” تا یک نفر هم در جزایر باشد من عقب نمی آیم، بیایم عقب به مردم چی بگویم؟ بگویم بچه هایتان را رها کردم و خود برگشتم؟”. حاج علی هاشمی در قرارگاه خاتم ۴ که در ضلع شمال شرقی جزیره شمالی بود، کمک کرد تا تعداد بسیاری از رزمندگان از جزایر خارج شدند و در آخر فقط علی هاشمی به همراه علی اصغر گرجی زاده و تعداد انگشت شماری از رزمندگان مانده بودند که خبر رسید هلی کوپترهای عراقی در جزیره نشسته اند، دشمن بعثی نیزارها را آتش زد و از حاج علی و همراهان دیگر خبری نشد.

بعد از آن روز بسیاری امیدوار بودند که علی هاشمی اسیر شده و به همین دلیل از سال ۶۷ تا ۸۳ که زمان سقوط صدام بود، هیچ سخنی از سردار گمنام هور به زبان ها نیامد، نه مراسمی نه یادواره ای و نه یادمانی و نه هیچ سخنی از این فرمانده بزرگ نبود تا این که در روز نوزدهم اردیبهشت ماه سال ۱۳۸۹ در اخبار سراسری سیما خبر کشف و رجعت پیکر مطهر علی هاشمی اعلام شد. پس از ۲۲ سال انتظار و امید و بی خبری، خبر رسید سردار گمنام هور، سردار گمنام خیبر و بدر در همان نیزارهای سوخته هور شهید شده است.

سید مسعود

الّهُمَّ اجعل مَحیایَ، مَحیا محمدّ و آلِ محمد و مَماتی، مَماتَ محمّد وَ آلِ محمد

شما ممکن است این را هم بپسندید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

حاصل جمع را وارد کنید *