• Sky
  • Blueberry
  • Slate
  • Blackcurrant
  • Watermelon
  • Strawberry
  • Orange
  • Banana
  • Apple
  • Emerald
  • Chocolate
  • Charcoal

به پایگاه فرهنگی شهیدان خوش آمدید، تالارهای گفتگو در ابتدای راه و در حال تکمیل هستند، شما کاربران گرامی میتوانید با طرح نقطه نظرات خود ما را در شکل دهی هر چه بهتر بدنه تالارها یاری نمایید. 

Welcome to تالارهای گفتگو شهیدان

کاربر گرامی شما هنوز در تالارهای گفتگو عضو نشده اید، با توجه به کوتاه و ساده بودن پروسه عضویت، توصیه میکنیم به جمع کاربران تالار شهیدان ملحق شوید تا بتوانید از تمامی امکانات سایت بهره مند شوید. البته بدون عضویت نیز میتوانید به محتوای سایت دسترسی داشته باشید.

  • اطلاعیه ها

    • shaheedan

      ارسال مطالب و مستندات   شنبه, 9 اردیبهشت 1396

      کاربران گرامی سایت شهیدان در صورتی که هرگونه اطلاعاتی در مورد شهیدان دارند میتوانند آن را در قالب تاپیک های جدید به اشتراک بگذارند، در ضمن در صورتی که مستنداتی از قبیل فیلم، عکس، وصیت نامه و یا زندگی نامه شهیدان دارید میتوانید آن را برای انتشار در وبسایت شهیدان برای مدیر ارسال نمایید.

جستجو در تالار: در حال نمایش نتایج برای برچسب های 'فرماندهان جنگ'.



تنظیمات بیشتر جستجو

  • جستجو بر اساس برچسب

    برچسب ها را با , از یکدیگر جدا نمایید.
  • جستجو بر اساس نویسنده

نوع محتوا


تالار ها

  • تالار معرفی شهدا
    • شهدای جنگ تحمیلی
    • شهدای مدافع حرم
    • شهدای قربانی ترور
    • شهدای ماموریت ها
  • تالار دفاع مقدس
    • معرفی و تشریح عملیات ها
    • زوایای پنهان جنگ تحمیلی
    • معرفی مناطق عملیاتی جنگ

7 نتیجه پیدا شد

  1. کاربران گرامی در این تاپیک هر گونه مطلب مرتبط با شهید مهدی زین الدین قابل انتشار خواهد بود. ارسال های شما میتواند شامل زندگینامه، وصیت نامه، صوت، عکس، ویدیو و یا نقل قول دیگران در مورد ایشان باشد. لطفا قبل از هر ارسال موضوعی برای ارسال و به صورت Bold شده با رنگ آبی تعیین کنید.
  2. سردار سرلشکر پاسدار شهید احمد کاظمی‌در سال ۱۳۳۷ در نجف آباد اصفهان دیده به جهان گشود. وی همچون سایر جوانان، سرگرم تحصیل شد. با پیدایش جرقه‌های انقلاب اسلامی‌دوشادوش ملت به مبارزه علیه رژیم ستم شاهی پرداخت و در بیست و سومین بهار زندگی خود، در اوایل سال ۵۹ به کردستان رفت تا با رزمی‌بی امان، دشمنان داخلی انقلاب را منکوب نماید. او دوران جوانی خود را با لذت حضور در جبهه‌های نبرد از کردستان گرفته تا جای جای جبهه‌های جنوب در صف مقدم مبارزه با متجاوزان بعثی در سِـمت‌هایی چون: دو سال فرماندهی جبهه فیاضیه آبادان، شش سال فرماندهی لشکر ۸ نجف، یکسال فرماندهی لشکر ۱۴ امام حسین(ع)، هفت سال فرماندهی قرارگاه حمزه سیدالشهدا(ع) و قرارگاه رمضان و پنج سال فرماندهی نیروی هوایی سپاه را به عهده داشت. رزمندگان و ایثارگران بسیاری، خاطراتی شیرین و به یادماندنی از رشادت‌ها و شجاعت‌های این دلاور زمان بیاد دارند. حضور مستقیم در خط مقدم جبهه و ارتباط صمیمانه با پاسداران و رزمندگان بسیجی تا بدانجا بود که از ناحیه پا، دست، و کمر بارها مجروح گردید و یک بار نیز انگشتش قطع شد. در طی سالها با استفاده از مجال‌هایی از عشق به تحصیل بهره جست و کارشناسی خود را در رشته جغرافیا و کارشناسی ارشد را در رشته مدیریت دفاعی گذراند و موفق شد دانشجوی دکتری در رشته دفاع ملی گردد. کفایت و شجاعت آن بزرگوار تا بدانجا بود که مقام معظم رهبری ۳ مدال فتح بر سینه پر عطش شهادت ایشان نصب نمودند. وی در اواسط سال ۸۴ از سوی فرمانده کل سپاه، به فرماندهی نیروی زمینی منصوب شد و توفیق خدمت را در سنگر دیگری یافت. این فرمانده قهرمان در آخرین دیدار خود با محبوب خویش فرمانده معظم کل قوا، تقاضای دعا برای شهادت خویش را نمود، زیرا مرغ جانش بیش از این تحمل ماندن بر این کره خاکی را نداشت و سرانجام در پروازی دنیوی به پرواز اخروی شتافت. اوج گرفت و به ملکوت اعلی پیوست. سردار شهید سرلشکر پاسدار احمد کاظمی در سن ‪ ۱۸‬سالگی ، پس از تحصیلات دوره دبیرستان در صف مبارزین و جبهه‌های جنوب لبنان حضور پیدا کرد و مبارزه با استکبار و اشغالگران را آغاز نمود. وی پس از پیروزی انقلاب اسلامی‌جزو اولین کسانی بود که به سپاه پاسداران پیوسته و از فرماندهان شجاع، پر انرژی، مدیر و خلاق بود و به همین دلیل حکم مسوولیت‌های زیادی را از دست مبارک مقام معظم رهبری دریافت کرد. شهید کاظمی‌، با شروع جنگ تحمیلی، با یک گروه‪ ۵۰‬ نفره در جبهه‌های آبادان حضور یافت و مبارزه را با دشمن متجاوز آغاز کرد. وی، از همان اول فرماندهی یکی از جبهه‌های آبادان را برعهده گرفت و در عملیات حصر آبادان و در یکی از محورهای عملیات مسوولیت مهمی‌برعهده داشت. وی در پایان جنگ تحمیلی همان گروه‪ ۵۰‬ نفره روز اول جنگ را تبدیل به یکی از لشکرهای قوی و مهم سپاه کرد و لشکر را با سلاح‌های به غنیمت گرفته شده از عراقی‌ها به یک لشکر زرهی با صدها تانک و نفربر و توپخانه و ماشین آلات، تحویل نظام داد. وی در راه‌اندازی و شکل‌گیری نیروی زمینی سپاه به عنوان معاون عملیاتی نیروی زمینی سپاه خدمات شایانی داشت. سردار کاظمی‌همچنین در سال ۱۳۷۲‬ با حضور در منطقه شمال غرب کشور به عنوان فرمانده منطقه شمال غرب حکم فرماندهی را از دست مقام معظم رهبری دریافت کرد. مقام معظم رهبری در همان دوران مسوولیت سردار کاظمی‌ در استان آذربایجان غربی و کردستان حضور پیدا کردند و از برقراری امنیت منطقه توسط سردار کاظمی‌تقدیر به عمل آوردند. در سال ‪ ۱۳۷۹‬حکم فرماندهی نیروی هوایی سپاه را از رهبر معظم انقلاب دریافت کرد و نیروی هوایی را از نظر سازمان، ساختار و سازماندهی و سازمان موشکی ارتقا داده تا جایی که دشمنان جمهوری اسلامی‌ایران از توانمندی موشکی کشور حیرت زده بودند. وی پس از 5 سال خدمت ارزنده در نیروی هوایی سپاه، در سال۱۳۸۴‬ حکم فرماندهی نیروی زمینی سپاه را از مقام معظم کل قوا دریافت کرد و طی سه ماه فعالیت شبانه‌روزی، بیش از‪ ۱۰۰‬ سفر به تمامی‌یگان‌های نیروی زمینی داشت و وضعیت یگان‌های نیروی زمینی را از نزدیک بررسی می‌کرد. سردار شهید کاظمی‌محور عمده فعالیت‌های نیروی زمینی را تقویت و ارتقای یگان‌های صفی نیروی زمینی سپاه اعلام کرد و در این زمینه، خدمات ارزنده‌ای را ارایه داد. وی، شب شهادت در جلسه‌ای، ضمن آنکه که حسرت می‌خورد که چرا شهید نشده و یاران او رفته‌اند، سفارش کرد، " شهدا خیلی به گردن ما حق دارند، باید تلاش زیادی کنیم" باید در اردوهای راهیان نور از همه شهدا (ارتش، سپاه، بسیج) بگویید، از خودتان نگویید از دیگران بگویید. از نیروی هوایی ارتش، از هوانیروز ارتش، از شهدای ارتش و جهاد بگویید. وی صبح روز شهادت عازم منطقه شمال غرب شد. حضرت آیت الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی‌در پیامی‌شهادت سردار رشید اسلام، سرلشگر احمد کاظمی‌و تعدادی از سرداران و افسران سپاه را در حادثه سقوط هواپیما تسلیت گفتند.
  3. کاربران گرامی در این تاپیک هر گونه مطلب مرتبط با شهید حسن باقری قابل انتشار خواهد بود. ارسال های شما میتواند شامل زندگینامه، وصیت نامه، صوت، عکس، ویدیو و یا نقل قول دیگران در مورد ایشان باشد. لطفا قبل از هر ارسال موضوعی برای ارسال و به صورت Bold شده با رنگ آبی تعیین کنید.
  4. کاربران گرامی در این تاپیک هر گونه مطلب مرتبط با شهید حسین خرازی قابل انتشار خواهد بود. ارسال های شما میتواند شامل زندگینامه، وصیت نامه، صوت، عکس، ویدیو و یا نقل قول دیگران در مورد ایشان باشد. لطفا قبل از هر ارسال موضوعی برای ارسال و به صورت Bold شده با رنگ آبی تعیین کنید.
  5. کاربران گرامی در این تاپیک هر گونه مطلب مرتبط با شهید مهدی باکری قابل انتشار خواهد بود. ارسال های شما میتواند شامل زندگینامه، وصیت نامه، صوت، عکس، ویدیو و یا نقل قول دیگران در مورد ایشان باشد. لطفا قبل از هر ارسال موضوعی برای ارسال و به صورت Bold شده با رنگ آبی تعیین کنید.
  6. زندگی نامه شهید حاج ابراهیم همت ابراهیم همت در ۱۲ فروردین ماه سال ۱۳۳۴ و در شهرضا از توابع اصفهان به دنیا آمد، پدر و مادرش انسان هایی متدین بودند که در تنگدستی زندگی می کردند و با این حال همیشه شاکر به نعمات خداوند بودند. محمد ابراهیم در سایه محبت های بی دریغ پدر و مادرش و در فضایی معنوی کودکی خود را گذراند و تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در همان شهر محل تولدش سپری کرد. او از دانش آموزان باهوش و با استعداد مدرسه بود ولی با این حال در هر فرصتی که اوغات فراغتی به دست می آورد، مخصوصا در دوران تعطیلات تابستانه کار میکرد و با پس انداز درآمدش سعی میکرد مخارج تحصیل خود را تامین کند و کمک حال پدرش باشد. ابراهیم همت در سال ۱۳۵۲ مقطع دبیرستان را با موفقیت پشت سرگذاشت و پس از اخذ دیپلم با نمرات عالی در دانش سرای اصفهان به ادامه تحصیل پرداخت و پس از دریافت مدرک تحصیلی به سربازی رفت و در آشپزخانه لشکر توپخانه اصفهان مشغول به خدمت شد. کارهای فرهنگی ابراهیم همت در دوران خدمت به گونه ای بود که حساسیت شدید فرماندهان پادگان را برانگیخته بود، به عنوان مثال در ماه مبارک ‍رمضان ابراهیم در میان برخی از سربازان همفکر خود به دیگر سربازان پیام فرستاد که هرکس تمام روزهای ماه مبارک را روزه بگیرد، می‍تواند به هنگام سحری به آشپزخانه بیاید. سرلشگر معدوم ” ناجی ” که فرمانده پادگان بود، وقتی که از این توصیه ابراهیم همت و روزه گرفتن عده ای از سربازان مطلع شد، دستور داد همه سربازان به خط شوند و همگی بدون استثناء آب بنوشند و روزه خود را باطل کنند. پس از این جریان ابراهیم همت گفته بود: ” اگر آن روز با چند تیر مغزم را متلاشی می‍کردند برایم گواراتر از این بود که با چشمان خود ببینم که چگونه این از خدا بی‍خبران فرمان می‍دهند تا حرمت مقدس ‍ترین فریضه دینمان را بشکنیم و تکلیف الهی را زیرپا بگذاریم” . دو سال دوران خدمت سربازی اگر چه به گفته خود شهید تلخ ترین دوران زندگی اش بود امّا برای شخصی چون ابراهیم چندان خالی از لطف هم نبود؛ ابراهیم در همین مدت توانست با برخی از جوانان روشنفکر و انقلابی مخالف رژیم ستم شاهی آشنا شود و به برخی از کتب ممنوعه هم دست یابد، مطالعه اینکتاب‍ها که مخفیانه و توسط برخی از دوستان، برایش فراهم می‍شد تأثیر عمیق و سازنده ای در روح و جان محمد ابراهیم گذاشت و به روشنایی اندیشه و انتخاب راهش کمک شایانی کرد و باعث شد ابراهیم همت فعالیت های خود را علیه رژیم ستمشاهی آغاز کند و به روشنگری مردم و افشای چهره طاغوت بپردازد. ابراهیم همت پس از پایان دوران سربازی و بازگشت به شهرضا شغل معلمی را برگزید و در روستاها مشغول تدریس شد، شهید همت در این دوران نیز با تعدادی از روحانیون متعهد و انقلابی ارتباط پیدا کرد و در اثر مجالست با آنها با شخصیت حضرت امام (ره) بیشتر آشنا شد و به دنبال این آشنایی و شناخت، سعی می‍کرد تا در محیط مدرسه و کلاس درس، دانش آموزان را با معارف اسلامی و اندیشه های انقلابی حضرت امام (ره) و یارانش آشنا کند. او در تشویق و ترغیب دانش آموزان به مطالعه و کسب بینش و آگاهی سعی وافری داشت و همین امور سبب شد که چندین نوبت از طرف ساواک به او اخطار شود اما ابرهیم همت به همه آن اخطارها بی اعتنا بود و هدف خود را بدون اندک تزلزلی پی گرفت و از تربیت شاگردان خود لحظه ‍ای غفلت نکرد. با اوج گیری تدریجی انقلاب اسلامی، ابراهیم همت پرچمداری مبارزه جوانان شهرضا را برعهده گرفت و بطور مستمر برای گرفتن رهنمود، ملاقات با روحانیون و دریافت اعلامیه و نوار از شهرضا به قم رفت وآمد می‍کرد. سخنرانی‍های پرشور و آتشین او علیه رژیم پهلوی که بدون مصلحت اندیشی انجام می‍شد، مأمورین رژیم را به تعقیب وی واداشته بود اما ابراهیم همت شهر به شهر مسافرت میکرد تا از دستگیری در امان باشد، نخست به شهر فیروزآباد رفت و مدتی در آنجا دست به تبلیغ و ارشاد مردم زد، پس از چندی به یاسوج رفت و پس از مدت کوتاهیبه دوگنبدان عزیمت کرد و سپس به اهواز رفت و در آنجا سکنی گزید. در این دوران اقشار مختلف در اعتراض به رژیم ستمشاهی و اعمال وحشیانه اش عکس العمل نشان می‍دادند و ابراهیم همت احساس کرد که برای سازماندهی تظاهرات مردمی باید به شهرضا برگردد. بعد از بازگشت به شهر خود در کشاندن مردم به خیابان‍ها و انجام تظاهرات علیه رژیم، فعالیت و کوشش خود را افزایش داد تا اینکه در یکی از راهپیمایی‍های پرشور مردمی، قطعنامه مهمی که یکی از بندهای آن انحلال ساواک بود، توسط شهید همت قرائت شد. به دنبال این تظاهرات و اقدامات ابراهیم همت فرمان ترور و اعدام ایشان توسط فرماندار نظامی اصفهان، “سرلشکر رضا ناجی” صادر گردید. اما او با تغییر لباس و قیافه، توانست از دست دژخیمان رژیم پهلوی در امان بماند و مبارزات ضد دولتی خود را تا پیروزی انقلاب اسلامی به رهبری حضرت امام خمینی ادامه دهد. پس از پیروزی انقلاب اسلامی نظم عمومی وضع خوبی نداشت و ابراهیم همت در جهت ایجاد نظم و راه اندازی کمیته انقلاب اسلامی شهرضا نقش اساسی داشت. همچنین ابراهیم از موثرترین افراد در تشکیل سپاه پاسداران شهرضا بود. ابراهیم همت و برادرانش با استفاده از نفوذ خانوادگی که درشهر داشتند مکانی را بعنوان مقر سپاه در اختیار گرفته و مقادیر قابل توجهی سلاح از شهربانی شهر به آنجا منتقل کردند و با کمک مردم توانستند سایر مایحتاج و نیازمندی‍های شهر را نیز رفع کردند. به تدریج عناصر حزب اللهی انقلاب به عضویت سپاه در آمدند و هنگامی که مجموعه سپاه پاسداران سازمان پیدا کرد، ابراهیم همت مسؤولیت روابط عمومی سپاه را به عهده داشت و به همت او و فعالیت‍های شبانه روزی سپاه پاسداران در سال ۵۸ یاغیان و اشرار اطراف شهرضا که به آزار واذیت مردم مشغول بودند، دستگیر و به دادگاه انقلاب اسلامی تحویل داده شدند و شهر از لوث وجود افراد شرور و قاچاقچی پاکسازی گردید. از دیگر کارهای اساسی ابراهیم همت در این مقطع، سامان بخشیدن به فعالیت‍های فرهنگی و تبلیغی منطقه بود که در آگاه ساختن جوانان و ایجاد شور انقلابی تأثیر بسزایی داشت و به پشتوانه همین تجربه بود که در اواخر سال ۵۸ برحسب ضرورت به خرمشهر و سپس به بندر چابهار و کنارک عزیمت کرد و به فعالیت‍های گسترده فرهنگی در این شهر ها پرداخت. محمد ابراهیم همت در خرداد سال ۱۳۵۹ به منطقه کردستان که بخش‍هایی از آن در چنگال گروهک‍ های مزدور گرفتار شده بود، اعزام گردید و با عزمی راسخ مبارزه همه جانبه‍ ای را علیه عوامل استکبار جهانی و گروهک‍ های خودفروخته در کردستان شروع کرد و هر روز عرصه را برآنها تنگ‍ تر نمود و از طرفی هم در جهت جذب مردم محروم کُرد و رفع مشکلات آنان به سهم خود تلاش داشت و برای مقابله با فقر فرهنگی منطقه اهتمام چشمگیری از خود نشان می داد. سلسله فعالیت های فرهنگی و اجتماعی ابراهیم همت در منطقه کردستان ایشان را به چهره ای محبوب در منطقه تبدیل کرده بود به طوری که هنگام ترک کردستان، مردم منطقه گریه می‍کردند و حتی تحصن نموده و نمی‍خواستند از او جدا شوند. رشادت های شهید همت در برخورد با گروهک‍ های یاغی قابل تحسین وستایش است، سپاه پاسداران پاوه از مهر ۵۹ تا دی‍ماه ۶۰ با فرماندهی او عملیات های موفق بسیاری در خصوص پاکسازی روستاها از وجود اشرار، آزادسازی ارتفاعات و درگیری با نیروهای ارتش بعث داشته است. ابراهیم همت , حسن باقری , مهدی زین الدین ابرهیم همت در کنار شهید حسن باقری و شهید مهدی زین الدین با شروع جنگ تحمیلی ابراهیم همت وارد کارزار جنگ میشود و درطی سالیان حضور در جبهه های نبرد، موفقیت های زیادی برای رزمندگان اسلام خلق می کند، او و حاج احمد متوسلیان، به دستور فرماندهی محترم کل سپاه مأموریت یافتند ضمن اعزام به جبهه جنوب، تیپ محمدرسول الله (صلی الله علیه واله) را تشکیل دهند و همین تیپ در طول سال های دفاع مقدس توانست پیروزی های زیادی را نصیب جبهه حق کند. در عملیات سراسری فتح المبین، مسؤولیت قسمتی از کل عملیات به عهده ابراهیم همت بود و موفقیت عملیات درمنطقه کوهستانی “شاوریه” مرهون ایثار و تلاش ایشان به دست آمد، همچنین شهید همت در عملیات پیروزمند بیت ‍المقدس در سمت معاونت تیپ محمدرسول الله فعالیت و تلاش تحسین برانگیزی را در شکستن محاصره جاده شلمچه ـ خرمشهر انجام داد و به حق می‍توان گفت که او و یگان تحت امرش سهم بسزایی در فتح خرمشهر داشته ‍اند و با اینکه منطقه عملیاتی دشت بود، شهید حاج همت با استفاده از بهترین تدابیر نظامی به نحو مطلوبی فرماندهی کرد. شهید همت در سال ۱۳۶۱ با توجه به شعله ور شدن آتش فتنه و جنگ در جنوب لبنان به منظور یاری رساندن به مردم مسلمان و مظلوم لبنان که مورد هجوم نا جوانمردانه رژیم صهیونیستی قرار گرفته بود راهی لبنان شد و پس از دو ماه حضور در این خطه به میهن اسلامی بازگشت و مجددا در محور جنگ وجهاد قرارگرفت. با شروع عملیات رمضان در ۲۴ تیرماه سال ۱۳۶۱ درمنطقه “شرق بصره” ابراهیم همت فرماندهی تیپ ۲۷ حضرت رسول اکرم (صلی الله وعلیه واله) را برعهده گرفت و پس از آن در عملیات های مسلم بن‍ عقیل و محرم فرماندهی قرارگاه ظفر را عهده دار شد. در عملیات والفجر مقدماتی شهید حاج ابراهیم همت، مسؤولیت سپاه یازدهم قدر را که شامل لشکر ۲۷ حضرت محمدرسول الله (صلی الله وعلیه واله) ، لشکر ۳۱ عاشورا، لشکر ۵ نصر و تیپ ۱۰ سیدالشهدا (علیه السلام) بود، برعهده گرفت. سرعت عمل و صلابت رزمندگان لشکر ۲۷ تحت فرماندهی ابراهیم همت و در عملیات والفجر ۴ که منجر به تصرف ارتفاعات کانی‍مانگا شد، یکی از نقاط پر نور کارنامه این شهید بزرگوار است. صلابت، اقتدار و استقامت فراموش‍ نشدنی رزمندگان لشکر محمدرسول‍الله (صلی الله و علیه واله) در جریان عملیات خیبر در منطقه طلائیه و تصرف جزایر مجنون و حفظ آن با وجود پاتک‍ های پی دی پی و شدید دشمن، از دیگر افتخارات تاریخ جنگ برای شهید همت محسوب می‍گردد. مقاومت و پایداری لشگر محمد رول الله در جزایر مجنون به قدری تحسین برانگیز بود که حتی فرمانده سپاه سوم عراق در یکی از اظهاراتش گفته بود : ” ما آنقدر آتش بر جزایر مجنون فرو ریختیم و آنچنان آنجا را بمباران شدید نمودیم که از جزایر مجنون جز تلی خاکستر چیز دیگری باقی نیست! “؛ اما شهید همت بدون هراس و ترس از دشمن و با وجود بی‍خوابی‍ های مکرر همچنان به ادای تکلیف و اجرای فرمان حضرت امام خمینی (ره) مبنی برحفظ‍ جزایر می اندیشید و خطاب به رزمندگان تحت امرش گفته بود: ” برادران، امروز مسأله ما، مسأله اسلام و حفظ و حراست از حریم قرآن است. بدون تردید یا همه باید پرچم سرخ عاشورایی حسین (علیه السلام) را به دوش کشیم و قداست مکتبمان، مملکت و ناموسمان را پاسداری و حراست کنیم و با گوشت و خون به حفظ جزیره، همت نمائیم، یا اینکه پرچم ذلت و تسلیم را درمقابل دشمنان خدا بالا ببریم و این ننگ و بدبختی را به دامن مطهر اعتقادمان روا داریم، که اطمینان دارم شما طالبان حریت و شرف هستید، نه ننگ و بدنامی”. شهید ابراهیم همت در جریان همین مقاومت ها و در حالی که رزمندگان ایرانی همچنان در برابر ارتش عراق مقاومت می‌کردند و هنگامی که مشغول بررسی وضعیت جبهه بود، بر اثر اصابت گلولهٔ توپ در نزدیکی‌ اش همراه با معاونش شهید اکبر زجاجی، در غروب ۱۷ اسفند ۱۳۶۲ و در محل تقاطع جاده‌های جزایر مجنون شمالی و جنوبی به درجه رفیع شهادت نائل آمد. ابراهیم همت قرار بود در قطعه ۲۴ بهشت زهرا دفن شود ولی به اصرار خانواده در شهر زادگاهش و در کنار امامزاده شاهرضا دفن شد. با این حال در (قطعه: ۲۴ ردیف:۷۷ شماره:۵۲۴) بهشت زهرا و در کنار شهیدان مصطفی چمران، عباس کریمی و رضا چراغی سنگ مزاری برای وی نصب کرده‌اند و بسیاری تصور می‌کنند که او در بهشت زهرا دفن شده‌است.
  7. علی صیاد شیرازی ۲۳ خرداد سال ۱۳۲۳ در روستای کبود گنبد از توابع شهرستان درگز استان خراسان رضوی و در خانواده ای نظامی و متدین به دنیا آمد. پدرش که از عشایر غیور فارس بود به استخدام ژاندارمری درآمد و پس از مدتی به ارتش انتقال یافت، خدمت پدر در ارتش علی را از همان سنین کودکی به ارتش علاقه مند کرد. علی صیاد شیرازی ، صیاد دلهای عاشقان انقلاب اسلامی خانواده صیاد شیرازی به مانند سایر خانواده های ارتشی دائما در حال مهاجرت بودند و کودکی علی صیاد شیرازی در شهرهای مشهد، گرگان، شاهرود، آمل، گنبد و سرانجام گرگان سپری شد. تحصیلات ابتدایی شهید شیرازی در شهر گرگان سپری شد و در سال ۱۳۴۰ علی برای ادامه تحصیل به تهران نقل مکان کرد و در سال ۱۳۴۲ موفق به اخذ مدرک دیپلم شد. یک سال پس از دیپلم شهید صیاد شیرازی در کنکور دانشگاه افسری پذیرفته شد و سرانجام در مهرماه ۱۳۴۶ در رسته توپخانه فارغ التحصیل و با درجه ستوان دومی وارد ارتش گردید. علی صیاد شیرازی پس از طی دوره آموزشی در شیراز و اصفهان به لشگر تبریز و سپس لشگر زرهی کرمانشاه منتقل شدو در سال ۱۳۵۰ برای گذراندن دوره آموزش زبان انگلیسی به تهران آمد و به خاطر استعدادش علاوه بر آموختن زبان انگلیسی به عنوان استاد زبان مشغول تدریس افسران شد. ستوان یکم علی صیاد شیرازی تصمیم گرفت با دختر عمویش، اما به دلیل این که محمود، عموی علی، از مخالفان شاه بود، ساواک با این ازدواج موافقت نکرد، اما سرانجام در اثر اصرار علی، ارتش با این وصلت موافقت نمود و زندگی مشترک شهید صیاد شیرازی با دختر عمویش آغاز شد. علی صیاد شیرازی به دلیل لیاقت ها و دقت هایش در کار، در سال ۱۳۵۲ برای تکمیل تخصص‌ های توپخانه از طرف ارتش به آمریکا اعزام شد تا دوره هواسنجی بالستیک را بگذراند، او این دوره آموزشی را در شهر فورت سیل ایالت اوکلاهما و در منطقه‌ای نظامی، با موفقیت طی کرد و پس از گذراندن دوره، با تخصصی جدید به ایران مراجعت کرد. ارتش برای استفاده از دانش نظامی ستوان علی صیاد شیرازی ، او را در سال ۱۳۵۳ به اصفهان و مرکز توپخانه منتقل کرد و همین انتقال فصل تازه ای در زندگی شهید بزرگوار علی صیاد شیرازی شد، وی با یافتن دوستان جدید در اصفهان وقت بیشتری را صرف مطالعات مذهبی می کرد و شخصیت سیاسی خود را رفته رفته تکامل میبخشید. شهید صیاد شیرازی در کنار همرزمان ارتشی صیاد شیرازی در نامه ای که برای یکی از دوستان خود، سرگرد محمد مهدی کتیبه نوشته بود در جمله ای گفته بود: “در مورد برنامه‌های مذهبی بحمدالله پیش می رویم، مخصوصاً در آن قسمت که می دانید”، همین یک جمله در کنار فعالیت های مذهبی صیاد شیرازی، حساسیت ضد اطلاعات را برانگیخت و از آن پس وی تحت مراقبت سرویس اطلاعاتی قرار گرفت. ساواک پس از تحقیق و مراقبت متوالی، علی صیاد شیرازی را “متعصب مذهبی” معرفی کرد و مراقبت از وی را علنی کرد. سروان علی صیاد در بین افسران، تبلیغات ضد رژیم می‌کرد و از مخالفان شاهنشاهی پهلوی بود، به همین دلیل در اواخر حکومت پهلوی از داشتن سلاح منع شد و ضد اطلاعات از قرار دادن جنگ افزار در اختیار وی ممانعت کرد و همچنین اعلام نمود که از واگذاری مشاغل حساس به او خودداری شود. سخت گیری ها به صیاد شیرازی به همین جا ختم نشد و نهایتا سروان صیاد در ۱۹ بهمن دستگیر و زندانی شد. صیاد شیرازی تا آستانه پیروزی انقلاب اسلامی زندانی بود تا این که در بهمن سال ۱۳۵۷ آزاد گردید. شهید علی صیاد شیرازی در کنار حضرت آیت‌الله خامنه‌ای علی صیاد شیرازی پس از پیروزی انقلاب با رحیم صفوی و حجت الاسلام سالک آشنا می‌شود و با کمک آن ها مسئولیت حفاظت از پادگانهای اصفهان را می پذیرد، در این ایام او در سازماندهی نیروهای انقلابی ارتش نقش بسزایی داشت و پس از پیروزی انقلاب در غائله ضد انقلاب در کردستان که سال ۱۳۵۸ به راه افتاده بود به فرماندهی عملیات شمال غرب کشور برگزیده شد و در پاکسازی کردستان به همراه شهید دکتر چمران نقش مهمی ایفا نمود. حضور صمیمانه صیاد شیرازی در بین رزمندگان شهر زرند پس از حوادث کردستان، صیاد با درجه سرگردی به همراه رحیم صفوی به غرب اعزام می‌گردد تا برای آزاد سازی سنندج در کنار وی باشد، صیاد شیرازی در این عملیات مهمترین نقش را در هماهنگی ارتش و سپاه داشت. توفیق در این عملیات موجب می‌گردد تا سرگرد صیاد شیرازی به درجه سرهنگی نائل شود و به فرماندهی عملیات غرب منصوب گردد اما اختلافات سرهنگ علی صیاد شیرازی با بنی صدر موجب خلع دو درجه و برکناری صیاد شیرازی از فرماندهی می‌گردد. پس از خلع بنی صدر، با حضور محمد علی رجایی در سمت ریاست جمهوری، صیادشیرازی بار دیگر با دریافت دو درجه، به ارتش بازگشت و برای پایان دادن به ناهماهنگی ارتش و سپاه، قرارگاه مشترک عملیاتی سپاه و ارتش تحت عنوان قرارگاه حمزه سید الشهدا را راه اندازی کرد. سرهنگ علی صیاد شیرازی پس از شهادت سرلشگر ولی الله فلاحی در مهر ماه سال ۱۳۶۰، سرهنگ علی صیاد شیرازی با حکم امام خمینی به عنوان فرمانده نیروی زمینی ارتش منصوب شد و با مشارکت سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، در عملیات طریق القدس، فتح المبین، بیت المقدس، رمضان، مسلم بن عقیل، مطلع الفجر، محرم، والفجر ۱، ۲، ۳، ۴، ۸، ۹، عملیات خیبر و بدر و قادر شرکت نمود و پیروزی‌های بزرگی را برای رزمندگان اسلام به ارمغان آورد. سرهنگ علی صیاد شیرازی در مرداد سال ۱۳۶۵ از فرماندهی نیروی زمینی استعفا داد و با پیشنهاد ریاست جمهوری وقت و تصویب امام خمینی به سمت نمایندگی امام در شورای عالی دفاع منصوب شد. سرهنگ علی صیاد شیرازی در تیر ماه ۱۳۶۵ با پیشنهاد آیت الله خامنه اى به فرمان امام (ره) به عضویت شورای عالی دفاع درآمد و در مرداد ماه همان سال از فرماندهی نیروی زمینی استعفا داد. سرهنگ صیاد شیرازی در هجدهم اردیبهشت ماه سال ۱۳۶۶ به درجه سرتیپی رسید. اعطای درجه توسط مقام معظم رهبری به صیاد شیرازی سرتیپ صیاد شیرازی در سال ۶۷ عهده دار فرماندهی عملیات مرصاد شد و توانست ارتش عراق را که به کمک منافقین و به صورت غافلگیرانه به مرزهای غربی کشورمان هجوم آورده بودند شکست دهد. شهید صیاد شیرازی در مهر ماه سال ۱۳۶۸، بنا به درخواست رئیس ستاد کل نیروهای مسلح و با موافقت و حکم فرماندهی کل قوا به سمت معاونت بازرسی ستاد کل نیروهای مسلح منصوب شد و چهار سال بعد در شهریور سال ۱۳۷۲ به عنوان جانشین رئیس ستاد کل نیروهای مسلح معرفی شد. سرلشگر شهید علی صیاد شیرازی در دفتر کارشان شهید صیاد شیرازی در شانزدهمین روز سال ۱۳۷۸ و همزمان با عید غدیرخم به خدمت رهبر معظم انقلاب رسید تا درجه سرلشگری را از دست مبارک ایشان بگیرد. سرانجام علی صیاد شیرازی در بامداد ۲۱ فروردین ۱۳۷۸ به وسیله عوامل مسلح منافقین مقابل درب منزل مسکونی‌ اش و در برابر دیدگان فرزندش ترور شد و به یاران شهیدش پیوست، عاملین ترور در پوشش رفتگران شهرداری خود را به مقابل منزل شهید رسانده و ذات کینه توز خود را در همراهی با صدام نشان دادند.

پایگاه فرهنگی شهیدان از مجموعه سایت های گروه اینترنتی آفتاب، سعی دارد با معرفی شهدا و سیره آنان سهمی هر چند کوچک در افزایش بصیرت نسل سوم و چهارم انقلاب داشته باشد. باشد که با شناخت شهیدان راهشان را بشناسیم و به ایشان شبیه تر شویم.